امیر سیفی رییس سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش؛ نوآوری در اجرای روش‌ها ویژگی فرماندهی صیادشیرازی بود

امیر سیفی رییس سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش؛
نوآوری در اجرای روش‌ها ویژگی فرماندهی صیادشیرازی بود
تحصيل و تدريس در حوزه علميه و دانشگاه باعث شده است که امير سيفي نگاه جامع و دقيقي به ابعاد شخصيتي و فرماندهي امير سپهبد شهيد صيادشيرازي داشته باشد. صيادشيرازي با بهرهگيري از آموزههاي ديني توانسته بود، فرماندهاي بيبديل در ارتش جمهوري اسلامي ايران باشد که به مانند ستارهاي درخشان و راهنما براي قرنها در آسمان ارتش بدرخشد.
براي واکاوي ويژگيهاي مديريتي و فرماندهي شهيد صيادشيرازي به گفتوگو با امير سيفي پرداختيم که در ادامه بخشي از آن را ميخوانيد:

در ارتشهاي دنيا مرسوم است که ابتدا مفهومي را به وجود ميآورند و سپس کارشناسان نظامي و ساير حوزهها درباره آن مفهوم نظريهسازي ميکنند. پس از اين کار مفاهيم را در کارگاههاي علمي خود به کار ميگيرند. اين شيوه را در دانشگاهها، فعال بودن و پويا بودن مينامند که در ارتشهاي دنيا مرسوم است.
لذا ابتدا بايد فرماندهي، مديريت، رهبري و رهبري نظامي را منبطق بر مباني علمي خودمان تعريف و مدلهاي موجود را بررسي کنيم. سپس توضيح خواهيم داد که کدام يک از اين مدلها مورد توجه شهيد صيادشيرازي بوده است.
در رابطه با مديريت تاکنون تعاريف بسيار زيادي ارائه شده است. مديريت به معناي تدبير و اداره کردن يک مجموعه است. در رابطه با فرماندهي نيز تعاريفي ارائه شده است؛ اما آنچه مورد توجه است، تفاوت مديريت با فرماندهي در نگاه و يا عملکرد امير صيادشيرازي است. ما بايد به اين سوالها پاسخ بدهيم که آيا وظيفه فرماندهان تنها فرماندهي است و وظيفه مديريت ندارند؟ و آيا اصول فرماندهي در مديريت کاربرد دارد؟
«رهبري نظامي» واژهاي پرکاربرد در دنياي نظاميگري و به صورت خاصتر در علم مديريت نظامي است و اين سوال مطرح است که آيا فرماندهان علاوه بر مديريت و فرماندهي، نقش رهبري نظامي هم دارند؟ و اينکه چه فرماندهاني و در چه ردههايي ميتوانند رهبري نظامي داشته باشند؟ يا اينکه اين امر مختص رده يا سازمان خاصي نيست.
اما آنچه در اين مبحث ميخواهيم بدان بپردازيم، «فرماندهي»، «مديريت»، «رهبري» و «رهبري نظامي» شهيد صيادشيرازي است که اين بحثها از سه منظر قابل بررسي است. نخست شباهتها، دوم تفاوتها و تمايزها و سوم ابداعات و ابتکارات صياد در اين موارد است.
در بحث شباهتها بايد گفت که همه فرماندهان در داخل و خارج از کشور آموزش ديدهاند؛ آموزشي که صياد به همراه ديگر فرماندهان ديده است، داراي شباهتهاي بسياري است. همه فرماندهان مانور انجام دادهاند و آموزشهايي را که طي سالهاي طولاني و در دورههاي مختلف فراگرفتهاند را در صحنه عمل به اجرا گذاشتهاند. به طور مثال تمامي فرماندهان دورههاي اطلاعات، آماد، مخابرات و… را گذراندهاند و در صحنه رزم و يا رزمايش نيز با آن آشناي عملي شدند.
اما تمايزات صيادشيرازي با ديگر فرماندهان چه بود؟ تمايز او با ديگر فرماندهان نيروهاي مسلح در روشها و شيوهها و به کارگيري آنهاست. روشها و شيوهها نيز به دو دسته آشکار و پنهان تقسيم ميشوند. روشهاي آشکار صياد در ۴۰ سال گذشته و از روزي که از اصفهان آغاز به فعاليت انقلابي کرد، توسط همرزمان، دوستان و شاگرداني همچون من در محافل و کتابها بيان شده است که البته اين روشها در مراحل قبل، حين و بعد از اجراي عمليات داراي شباهتهايي با روشهاي ديگر فرماندهان است؛ همه فرماندهان طرح عملياتي دارند و از مشورت استفاده ميکنند. ۵ مولفه رزمي در روشهاي آشکار قدرت آتش، تحرک، نيروي انساني، آموزش و مخابرات (ارتباطات) است که مورد توجه تمامي فرماندهان است؛ اما روشهاي اجراي اين مولفهها ممکن است متفاوت باشد. صيادشيرازي روشهاي خاص خودش را در اجراي اين ۵ مولفه رزمي داشت.
يکي از ويژگيهايي که صيادشيرازي را از ديگران متمايز ساخت، کار تيمي بود. صياد در مرکز توپخانه اصفهان هم که بود اين کار را انجام ميداد. او در انجام کار تيمي بسيار صبور بود و باور داشت که مشورت رمز موفقيت است. او وقتي در تيم قرار ميگرفت، قد و وزنش مشخص ميشد که حرفي براي گفتن دارد. تمايز ديگر شهيد صياد شيرازي اين بود که او ميگفت خدا من را بس است و اين باور عميق و قلبي او بود. بسياري ميگويند خدا من را بس است اما ميزان عمق آن کم است.
نکته ديگر اينکه شهيد صيادشيرازي، در مديريت و فرماندهي حرفي براي گفتن داشت. او علاوه بر اينکه اصول فرماندهي، مديريت نظامي و رهبري را که به صورت آکادميک آموخته بود، ديکته ميکرد، اهل نوآوري، ابداعات و ابتکارات هم بود. اين منظر سوم فرماندهي شهيد صيادشيرازي است. لازمه نوآوري نيز اشرافيت است. و ديگر اينکه شهيد صيادشيرازي متواضعِ مقتدر بود؛ يعني در صحنه نبرد آنچنان مقتدر بود که دشمنان از او واهمه داشتند؛ اما در ميان مردم و رزمندگان متواضع و ساده بود و اگر لباس بسيجي به تن ميکرد، نميشد تشخيص داد که او فرمانده نيروي زميني ارتش است. او به مصداق روايات، بي تکبر بر روي زمين راه ميرفت و به مصداق آيه قرآن کريم، رحماء بينهم و اشدا علي الکفار بود.
موضوع ديگري که بايد گفت اين است که برخي از افراد با فرماندهي معنا پيدا ميکنند و برخي به فرماندهي معنا و جهت ميدهند؛ يعني وزن آنان بر جايگاه فرماندهي غلبه دارد و قد آنان نسبت به آن جايگاه کوتاه نيست. شهيد صيادشيرازي به فرماندهي جهت ميداد و يکي از آن جهتها، اطاعت محض از ولايت فقيه است. بسياري از ولايتپذيري سخن ميگويند اما نظر خودشان را هم ميگويند! شهيد صيادشيرازي در برابر امام و رهبري خود را صاحب نظر نميدانست و خود را تنها يک سرباز ميدانست و هيچ شانيت ديگري قائل نبود.
موضوع ديگر در رابطه با شهيد صيادشيرازي اين است که چه آن زماني که مسئوليت داشت و چه آن زماني که مسئوليت نداشت، به وظيفه خود بر اساس تشخيص عمل ميکرد. در دورهاي شهيد صيادشيرازي مسئوليتي نداشت و جمعي از پاسداران را جمع کرد و به آنان آموزش ارائه کرد. پاسداران به دليل اعتمادي که به او داشتند، دور او جمع شدند. به وجود آوردن اعتماد و اعتبار براي خود، يک اصل مديريتي است که صياد اين را به دست آورده بود؛ البته تاکيد ميکنم که هدفش خودنمايي و کسب منافع شخصي نبود بلکه هدفش تحقق اهداف انقلاب اسلامي بود.
او آن زماني که مسئوليت داشت، کاري نکرد که هدفش باقي ماندن در قدرت براي نفع شخصي باشد و آن زماني هم که برکنار شد، قهر نکرد و گوشهگير نشد. مدير و فرماندهاي موفق است که قهر نکند و به وظيفه خود عمل کند. عمليات مرصاد که آغاز شد، سمتي نداشت اما به او گفتند که بايد اين کار را انجام بدهي و او سريعاً به وظيفهاش عمل کرد.
مديري موفق است که در همه حالات خود را موظف به انجام ماموريتش بداند. شهيد صيادشيرازي هر جا که بود، خود را فرمانده جنگ ميديد و در هر لحظه آماده براي انجام ماموريتي بود. همين روحيه وي باعث شده بود که ديگران از وي حرفشنوي داشته باشند، چيزي که امروز بسياري از مديران و فرماندهان به دنبال آن هستند؛ پس آن مديران و فرماندهان بايد رمز اين اصل را در اين رفتار شهيد صيادشيرازي بيابند.
به نظر من باور و توکل به خدا بايد در تعارف مديريتي بيايد، چرا که بدون اين مولفه تعريف مديريت و فرماندهي براي مديريت و فرماندهي شهيد صيادشيرازي جامع و مانع نخواهد بود. اين همان چيزي است که در ابتداي بحث عنوان کردم؛ چرا که ما خومان بايد بنشينيم و البته با استفاده از تعاريف و مفاهيمي که ديگران شرح دادهاند، بازتعريفي نسبت به مفاهيم داشته باشيم.
شهيد صيادشيرازي چيزي که به ذهنش ميرسيد را پرورش ميداد، بعد آن را به روي کاغذ ميآورد و سپس اجرايي ميکرد. دفاتري از شهيد صياد باقي مانده که اسناد بسيار مهمي هستند. اين صفات شهيد صيادشيرازي بايد مورد توجه نظاميان و مراکز علمي و دانشگاهي نيروهاي مسلح قرار بگيرد.
شهيد صيادشيرازي در آن هنگامي که سرگرد بود، زبانزد شد و مانند ماه در بين ارتشيها درخشيد. اقدامات، صفات و ويژگيهاي رفتاري صياد باعث شد که خوش بدرخشد. او حتي آن زماني که معلم سادهاي در توپخانه بود، به گونهاي رفتار کرد و خلاقيت به خرج داد که زبانزد شد. صيادشيرازي آن وقتي که در آمريکا بود نيز به گونهاي تحصيل کرد و رفتار کرد که يکي از آن آمريکاييها پيشبيني کرده بود که اين افسر در آينده فرمانده نيروي زميني ارتش خواهد شد.
بوسهاي که رهبري بر تابوت شهيد صياد زدند، به فرماندهان جوان و دانشجويان ما فهماند که خداوند هيچ زحمتي را بدون مزد نخواهد گذاشت. او مزد زحماتش را از خداوند گرفت.
شهيد صيادشيرازي سه عنصر را در درون خود رشد داد که اين سه عنصر تدين، انقلابي بودن و پاي کار بودن است. صياد وقتي در اهواز بود، جز به جنگ و جبهه فکر نميکرد. وقتي که به شهر ميآمد، خدمت علما ميرسيد و از آنان کسب علم و معرفت ميکرد و اين نحوه فرماندهي وي موجب محبوبيت و مقبوليتش شده بود.
ديگر ويژگي او سخن او، سکوت او و خروش او در مواقع مختلف بود. صيادشيرازي هر کاري را متناسب با زمان و موقعيت خود، انجام ميداد.
مديريت، فرماندهي و رهبري نظامي شهيد صياد شيرازي بايد مورد بررسي علمي قرار گيرد و مقالههاي بسياري در اين رابطه نوشته و در دنيا ارائه شود. جاي تاسف است که ما يک مقاله علمي پژوهشي در رابطه با ويژگيهاي مديريتي و فرماندهي امير صيادشيرازي که قابل ارائه در دانشگاههاي بين المللي باشد، نداريم. ما بايد در برابر فرماندهان ارتش جهان، فرماندهان مکتبي و ولايي خود را معرفي کنيم. اين يک وظيفه مهم است که طي ۴ دهه از آن غفلت شده است.
صياد پديده تکليف محور و اخلاق مدار بود که الگوي علوي را به رخ کشيد و فرهنگ مهدويت را به مردم نشان بدهد. صياد آدم دست نيافتني نيست اما بايد بوي مهدويت و فرهنگ علوي داشته باشيم. صياد يک نظامي خوب و ستوده بود.