گفت‌وگو با امیر مسعود بختیاری‌راد؛ برنامه‌ریزی مهمترین ویژگی فرماندهی او بود

گفت‌وگو با امیر مسعود بختیاری‌راد؛
برنامه‌ریزی مهمترین ویژگی فرماندهی او بود
محمدحسن جعفری
امیر سرتیپ دوم مسعود بختیاری‌راد آبان ماه سال ۱۳۲۰ در تهران به دنیا آمده است. وی در سال‌های دفاع مقدس در عملیات‌های طریق القدس و بیت المقدس نقش مهم و اثرگذاری داشته و در طراحی و اجرای عملیات‌هایی که نیروی زمینی ارتش در آن نقش داشته، در کنار شهید صیاد شیرازی بوده است.
در ادامه گفت‌وگوی ما با امیر بختیاری‌راد در خصوص ویژگی‌های مدیریتی و فرماندهی شهید صیاد شیرازی را می‌خوانید:

شهید صیادشیرازی با وجود آنکه از سنوات خدمتی حدوداً کمی برخوردار بود، چگونه توانست فرماندهی مجرب و توانمند باشد و فرماندهی یک نیرو را هم بر عهده بگیرد؟
همانطور که اشاره کردید، شهید صیادشیرازی زمانی که به فرماندهی نیروی زمینی ارتش رسید از سنوات خدمتی تقریباً کمی برخوردار بود اما او در آن زمان فردی توانمند بود که هر چه زمان می‌گذشت توانمندی وی بیشتر نشان داده می‌شد و توانمندی‌هایش نیز افزایش می‌یافت.
در این رابطه لازم است، به ویژگی‌های شهید صیاد شیرازی در فرماندهی و مسیری که در فرماندهی طی کرده است بپردازیم. از آنجایی که زندگی شخصی در رفتار مدیریتی تاثیر دارد، ابتدا باید عرض کنم که صیادشیرازی در زندگی شخصی و خانوادگی و تحصیل بسیار منظم و اهل برنامه‌ریزی بود. از صبح که بیدار می‌شد، تا پایان روز برنامه مشخصی داشت. برنامه‌ریزی مساله مهمی در مدیریت است. او عادت به برنامه‌ریزی داشت. متاسفانه بسیاری از مدیریت‌ها که متداول نیز است، مدیریت بدون برنامه است. ایشان از دوره تحصیلی و از آن زمانی که افسر جوانی با درجه ستوان دومی بود، این ویژگی را داشت. او این رفتار خود را که در کارش نیز تاثیر گذاشته بود، پرورش داد و همان‌طور که سمت می‌یافت در سمت‌های مختلف این رفتار را به کار می‌گرفت.
با شروع انقلاب اسلامی، شهید صیادشیرازی به دلیل باورها و اعتقادات مذهبی عمیقی که داشت، متوجه این حرکت عظیم مردمی شد. او همچنین دارای بینش سیاسی و آزادی‌خواهی بود و به دلیل استبدادی که در رژیم پهلوی حاکم بود و این نوع حکومت فردی بود، با آن مخالفت داشت. از این رو این بینش و باور موجب شد که به انقلاب علاقه‌مند شود و بعد از انقلاب نیز که در مرکز توپخانه اصفهان فعالیت داشت، وضعیت خاص آن پادگان پس از انقلاب را مدیریت کرد که در این کار موفق بود و توانست محیط ملتهب را به آرامش برساند. صیادشیرازی پس از انقلاب، فعالیت مدیریتی خود را آغاز کرد و آن مدیریت بر مبنای هنجارهای انقلابی بود.
ناآرامی‌های کردستان که شروع شد، شهید صیاد به صورت داوطلبانه عازم آن مناطق شد تا هر کمکی از دستش برمی‌آید، انجام دهد و اولین حرکتش این بود که وقتی در سردشت اعضای جهادسازندگی به کمین خورده بودند و تعدادی نیز به شهادت رسیده بودند، به کمک آنان شتافت و در نهایت صیاد در کردستان ماندگار شد و ایفاگر نقش مهمی در مقابله با ناآرامی‌های ضدانقلاب شد و به دلیل نقشی که صیاد ایفا کرد، بنی صدر رییس جمهور وقت و فرمانده کل قوا وی را به عنوان فرمانده منطقه کردستان انتخاب کرد. صیادشیرازی آن روزها بسیار جوان بود و حدود ۱۰ سال سابقه خدمتی داشت و درجه‌اش سرگردی بود و دو درجه تشویقی گرفت و سرهنگ تمام شد. صیاد تمام تلاش خود را به کار بست تا در کردستان و بخشی از آذربایجان غربی، اعاده امنیت صورت بگیرد که با توجه به تلاش‌های اولیه و مبنایی که انجام داد، موفق بود. شهید صیاد شیرازی با توجه به مدیریتی که داشت، از ظرفیت پاسداران نیز استفاده کرد و تلاش داشت موانست و ترکیبی بین سپاه و ارتش به وجود آید.
شهید صیاد شیرازی چون توانمندی‌هایش نمایان شد، آن زمانی که نیروی زمینی به فرمانده جوان با افکاری وحدت آفرین نیاز داشت، به عنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش منصوب شد. صیادشیرازی پس از امیر فلاحی که در سانحه هوایی C130 به شهادت رسید و سرلشکر ظهیرنژاد نیز که به ریاست ستاد مشترک ارتش انتخاب شد، فرمانده نیروی زمینی ارتش شد. به نظر من این انتخاب بسیار درست بود چرا که با دو فرهنگ سازمانی ارتش و بسیج آشنا بود. شهید صیاد شیرازی با آشنایی با این دو فرهنگ، توانست از هر دو نیرو در امر فرماندهی به خوبی بهره‌ ببرد.
فرماندهی شهید صیاد شیرازی یک فرماندهی برنامه‌ریزی شده و طرح‌ریزی شده بود؛ یعنی فرماندهی مغشوش و در هم ریخته و بنا بر شرایط روزانه نبود. او به شدت به دنبال این بود که برنامه‌ها را اجرا کند و در این رابطه به خوبی فکر، برنامه‌ریزی و شناسایی می‌کرد و در نهایت نیروها و امکانات را به گونه‌ای هدایت می‌کرد تا برنامه‌ها به طور کامل و دقیق اجرا شود. ویژگی مدیریتی او نیز این بود که از مشاورین و اطرافیانش استفاده کند و در تصمیم‌گیری‌ها تک‌روی نداشت. به قول خودش وقتی تمام اقوال را می‌شنید، تلاش می‌کرد تا بهترین راه‌حل و پیشنهاد را انتخاب کند.
شهید صیاد در کنار ویژگی‌های فرماندهی و مدیریتی، آدمی متعبد و با اخلاص بود و کار را برای رضای خدا و با هدف انجام ماموریت و نه خوش‌آمد کسی و یا ارتقای خودش انجام می‌داد.
همچنین شیوه فرماندهی شهید صیادشیرازی مشارکتی بود و سعی داشت همه را در انجام امور شرکت دهد، نه اینکه همه کارها را خودش انجام بدهد و نکته‌ای که مجدد بر آن تاکید می‌کنم، برنامه‌ریزی در کار او بود. روح مدیریت، برنامه‌ریزی و اجراست. اگر برنامه‌ریزی نداشته باشیم و از عناصری که در اختیار داریم، استفاده نکنیم، مدیریت نکرده‌ایم. بنابراین، برنامه‌ریزی، مشارکت دادن و مشورت خواستن سه ویژگی مهم مدیریتی شهید صیادشیرازی بود که نتیجه آن تصمیم‌گیری بر مبنای خرد و عقل جمعی بود.
در مورد مسائل عادی مدیریتی که هر مدیری باید رعایت کند مانند توجه به زیردستان و… نیز در حد کمال بود.
یکی از موضوعاتی که در مدیریت و فرماندهی مهم است، انتخاب معاونان، مشاوران و فرماندهان توانمند است. امیر صیادشیرازی در انتخاب و انتصاب معاونان و فرماندهان چگونه عمل می‌کرد؟
ایشان شناسایی می‌کرد و به خوبی پرس و جو می‌کرد تا مدیران و افراد اصلحی را برای کارهای مختلف انتخاب کند. پس از اینکه افرادی به او معرفی می‌شد، به خوبی بررسی می‌کرد تا بهترین را انتخاب کند. در بحث انتخاب بهترین‌ها هم بر مولفه‌های تخصص، تعهد و تجربه تاکید داشت و تک بعدی انتخاب نمی‌کرد. شهید صیادشیرازی پس از انتخاب نیز به فرماندهان و معاونان خود فضا می‌داد تا کار خود را با اختیاراتی که دارند، به خوبی انجام بدهند و آنان را قبض نمی‌کرد که نقطه به نقطه نظرات او را اجرا کنند؛ البته تدبیر خود را می‌گفت و اجرا را به آن‌ها واگذار می‌کرد و در نهایت بر اجراها نظارت می‌کرد.
البته این را باید ذکر کنم که فرماندهی در ارتش، شکل و محتوایش مشارکتی است. در ارتش جایگاه «فرماندهی و ستاد» را داریم که ستاد به معنای این است که در کنار فرماندهان، افراد متخصصی در زمینه‌های گوناگون اطلاعاتی، عملیاتی، لجستیکی، مخابراتی، پرسنلی و… قرار می‌گیرند که به فرمانده مشورت می‌دهند. در ارتش فرماندهی نظامی بدون مشورت نیست حال یکی خوب استفاده می‌کند و دیگری از مشاورانش کمتر استفاده می‌کند. صیادشیرازی بنا بر این مدل مدیریتی، از مشاورانش به بهترین روش استفاده می‌کرد.
امیر یکی از موضوعاتی که در نیروهای مسلح مطرح می‌َشود، این است که فرمانده باید نگاه تجهیزات محور، انسان محور یا تلفیقی از هر دو داشته باشد. شهید صیادشیرازی چه نوع نگاهی داشت؟
نمی‌شود تنها انسان محور بود و یا اینکه تنها تجهیزات محور بود؛ بلکه باید تلفیقی از انسان محوری و تجهیزات محوری باشد. اگر نگاه انسان محور داشته باشیم، از فراهم آوردن امکانات و تجهیزات غافل می‌شویم و اگر نگاه تجهیزات محور داشته باشیم، پس نیروی انسانی متخصص چگونه تامین می‌شود؛ بنابراین باید نگاه تلفیقی داشت اما بحث ارجحیت بسته به سازمان رزم و نیروست.
متاسفانه تعریف غلطی هم از انسان محوری در جامعه به وجود آمده و وقتی می‌گویند انسان محوری چنین برداشت می‌شود که انسان باید بدون تجهیزات باشد. در مورد تجهیزات محوری نیز این اشتباه وجود دارد که تجهیزات منهای نیروی انسانی متخصص. انسان و تجهیزات در نیروهای مسلح مکمل هم هستند. نگاه شهید صیادشیرازی نیز همین بود؛ البته نگاه انسان محوری بدین معنا که باید به نیروی انسانی بها و ارزش داد و او را مورد آموزش و تربیت قرار داد تا توانمندی‌هایش افزایش یابد، مورد تاکید بود.
شهید صیادشیرازی افسر توپخانه بود و با تجهیزات کار کرده و با نقش تجهیزات در دفاع و جنگ به خوبی آشنا بود؛ لذا به جایگاه تجهیزات و امکانات نیز بسیار توجه داشت.
یکی از چیزهایی که در خاطرات شهید صیاد شیرازی زیاد به چشم می‌خورد، احساس مسئولیت او در قبال حوادث و برهه‌های مختلف است، در حالی که مسئولیت مستقیمی نیز در آن رابطه نداشته‌ است.
وقتی که می‌گوییم شهید صیادشیرازی مدیر و فرمانده برجسته‌ و توانمندی بوده، یعنی اینکه مسئولیت پذیری را در ذات خود داشته است؛ منتهی مسئولیتی که می‌پذیرفت برای نفع شخصی و ارتقای درجه و سمت نبود بلکه برای نفع سازمان، کشور و انقلاب بود. در مسئولیت‌پذیری ایشان نباید تردیدی داشت که مصداق ساده آن کمک به اعضای جهادسازندگی در سردشت بود.
شهید صیادشیرازی زمانی که فرمانده نیروی زمینی ارتش شد، ۱۴ سال از سنوات خدمتی‌اش می‌گذشت و برای پذیرفتن مسئولیت فرماندهی نیرو در ارتش کم است چرا که جایگاه فرماندهی نیروی زمینی، ارتشبدی است و این ارتشبدی بودن به معنای این نیست که فرمانده درجه‌ای بخرد و بر دوش بگذارد بلکه بدین معناست که فرد باید سابقه تحصیلی و خدمتی داشته باشد. اما آن احساس مسئولیت بود که وی را وادار کرد تا در شرایط جنگ که دشمن خرمشهر را اشغال کرده و در خاک ما حضور دارد، این مسئولیت بسیار سنگین را بپذیرد و من شهادت می‌دهم که او توانست مسئولیت خود را انجام بدهد.
این نکته را باید در نظر گرفت که شهید صیاد شیرازی، مسئولیت‌پذیری را با برنامه‌ریزی انجام می‌داد. اجرای احساس مسئولیت، نیازمند برنامه‌ریزی است تا وظایف اجرایی شود.
در دفاع مقدس و در شرایطی که به لحاظ نیرو و تجهیزات در تنگنا بودیم، شهید صیاد شیرازی چگونه مدیریت و فرماندهی می‌کرد؟
در شرایط جنگی من فکر نمی‌کنم، فرمانده‌ای دستش باز باشد و همه چیز داشته باشد. در جنگ، فرمانده با شرایط دشواری مواجه است؛ اینکه چگونه آن مشکل را می‌توان حل کرد به روش و شیوه فرماندهی و مدیریت فرمانده برمی‌گردد. از این رو شهید صیاد شیرازی نیز در دفاع مقدس با مشکلاتی مواجه بود اما مدیر و فرمانده خوبی بود چرا که توانست این مشکلات را حل بکند و مدیر هم آن کسی است که بتواند با بهره‌گیری از امکانات و نیروها در شرایط موجود، بیشترین بهره‌وری را داشته باشد.
همانطور که اشاره فرمودید، شهید صیاد شیرازی نقش مهمی در ایجاد وحدت بین سپاه و ارتش داشت. او چگونه این کار را انجام داد؟
این هنر صیاد بود. او توانست بین فرهنگ سپاه و فرهنگ ارتش ارتباط ایجاد بکند. این دو فرهنگ هم متفاوت نیستند بلکه این فرهنگ‌ها، به مثابه بیان یک مفهوم به دو زبان هستند.
شهید صیادشیرازی علاوه بر امر فرماندهی و مدیریت، ویژگی‌های یک رهبر با تعاریف مدیریتی نیز دارا بود؟
به نظر من فرماندهی و مدیریت خود یک نوع رهبری است؛ اما اگر این‌ها به حد بالا برسد، خود به خود رهبری است. رهبری یعنی اینکه دستوری که شما می‌دهی، نیروها با جان و دل انجام بدهند. کسانی که با شهید صیاد کار کرده بودند، چون می‌دانستند که او صدیق و کارکن است، فرمان‌های او را با جان و دل انجام می‌دادند. شهید صیادشیرازی کار را برای منافع شخصی همچون پول و مقام انجام نمی‌داد.
به نظر شما ریشه‌های این ویژگی صیاد چه بود؟
ریشه این ویژگی مدیریتی شهید صیاد نخست در تربیت شخصی و اعتقادی او بود چرا که یک مسلمان واقعی و فهمیده بود و دوم در تربیت نظامی او بود.
در پایان اگر نکته‌ای است، بفرمایید.
صیاد باید از لحاظ رفتار و فرماندهی الگوی نظامی‌ها و جوانان ما باشد. ویژگی‌های شهید صیاد شیرازی مشخص است و فقط باید آن را اجرا کنیم. شهید صیاد شیرازی در میدان جنگ و در زمان صلح آراستگی‌ ظاهریش شبیه به هم بود، این آراستگی و منظم بودن که ابتدا بدان اشاره کردم، می‌تواند الگویی برای فرماندهان باشد. همچنین فرماندهان باید همچون صیادشیرازی آینده‌نگر باشند.